قالب رضا
مهندسی معکوس :: ♛αяαмεsн♛

♛αяαмεsн♛

انقدر افتادم افتادم ..تا جلو افتادم..

♛αяαмεsн♛

انقدر افتادم افتادم ..تا جلو افتادم..

♛αяαмεsн♛


اگه بهت احترام گذاشتن بهشون احترام بذار. اگه بهت احترام نذاشتن هم باز بهشون احترام بذار. اجازه نده عملکرد دیگران از ادب تو چیزى کم کنه. چون تو نماینده ى وجود خودت هستى نه دیگران.


🌹🌹🌹

مهندسی معکوس

دوشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۶، ۰۷:۲۸ ق.ظ

دیروز توی اتاق بودم  علی امد گفت فاطمه اگه من یه روزی رمز گوشیم رو بردارم نیم ساعت بهت بدم کجا هاش میری(کلن فکر نکنم جز من اونم نه همیشه کسی حتی گوشی علی رو دستش گرفته باشه خیلی حساسه روی گوشیش ولی نمیتونه به من نده خخخ)گفتم از همه چیش خبر دارم جایی خاصی نمیرم ..گفت نه تو حالا بگو . یکم فکر کردم بعدش گفتم خب اول مخاطبات بعدش پیامات و تلگرامت گفت اها که اینطور ......گفتم حالا واسه چی میپرسی گفت هیچی برم روی اینا هم رمز بزارم .........قیافه من اون لحظه دیدنی بود وقتی هم میخواست از اتاق بره بیرون چشمک زد گفت به این میگن مهندسی معکوس .....

اگه خواستید روش خوبی هست من تضمینش میکنم امتحانش ضرر نداره .....

  • ۹۶/۰۴/۱۲
  • ♕αяαмεsн♕ ...

نظرات  (۱۴)

امان از دست اینا
پاسخ:
سلام وبلاگ جدید درست کردم
ممنون می شم دنبال کنی.
پاسخ:
ادرسش چیه؟! 
اطلاعاتی که اگه لوبررررره:(
من دیگه ایران نمیمونمم،میرم آفریقاباماراتویک خونه میخوابم:)
مثلاًمن شماره20000ایرانسلی که لورفتودارممم:(
مثلاااًکلی فیلمم باعکس های دوستام ساختم ورقصوندمشون
که ببینندشون اصلااًسالم نمیمونم و.........
پاسخ:
اوه..  خدا رحم کنه...  ولی ایول داداش 
وای خیلییی خوب بود😂😂حتما امتحان میکنم
پاسخ:
فداتم 
  • مهراد رحمانی
  • سلام این قالبو نه این یکی رو نگاه کنید:

    vazeh.blog.ir

    لطفا!!!

    ممنون از شما
    پاسخ:
    با سیستم که بیام حتما نگاه میکنم 
  • علی احمدی
  • خدا داداشتو روز به روز عزیز تر و براتون حفظ کنه.
    منم تو لپ تاپ داداشم خیلی سرک می کشیدم
    مثلا
    یه روز داشتم با موبایلم ور می رفتم دیدم داره باز
    لپ تاپ رو روشن میکنه و چون می دونستم رمزه
    رو میخواد بزنه و خواستم حواسش رو پرت کنم و
    از رمز زدنش فیلم بگیرم، یه سوال تخصصی راجع
    به دانشگاه و رشته خودش به ذهنم اومد و موبایل
    رو زدم رو فیلم گرفتن و برای این که راحت رمزه رو
    بزنه موبایل رو هرزگاهی نگاه می انداختم.(یعنی،
    راحت باش و کارت رو بکن من گوش میدم)و سرمو
    تکون می دادم(که حواسم با توست)گوشی خودم
    هم این ور اونور و کج می کردم و بازی می دادم تا
    شک نکنه و وقتی از توی گوشی دیدم رمزشو زد،
    دیگه سوال نکردم و رفتم سراغ کامپیوتر و صفحهء
    فیلمی که با گوشی گرفتم توی مانیتور بزرگ کردم
    رمز رو نوشتم و فرداش رفتم تو لپ تاب وقتی نبود.

    یعنی هر چی بود و نبود رایت کردم تو دی وی دی و
    بعدا دیدمشون.اون موقع هنوز اینترنت توی خونه ها
    به این صورت فراگیر نشده بود و تلگرام و اینا نبود.
    حدودای سال 91 یا 90
    ولی خودمونیم داداشم زرنگ بود چون با اینکه فقط و
    فقط بیشتر فایل های رایانه بیشتر دم دست بود بازم
    زرنگی کرده و از رایانه هلال احمر (که امداد گر بود) با
    دور دیدن چشم اپراتور،عکس پرسنلی یکی از دختران
    کارمند هلال احمر رو بر میداره و به مادرم نشون میده
    میگه من این دختر رو دوست دارم.مادرمم میگه تو که
    عکسشم گرفتی پس دیگه راضیه حتما زنت بشه... .
    خلاصه مادر و پدره رو با ذهنیت یه خواستگاری ساده و
    همه چیز هماهنگ میبره و با مخالفت و شرط و شروط
    برادران اون دختر خانم مواجه میشن و از چهارخان عبور
    می کنند!(یعنی چهار بار میرن خواستگاری بله بگیرن!)
    پدر و مادری که راضی نمیشدن برن برای پسر بی پولو
    و دانشجوشون خواستگاری تازه چهار بار میرن!
    بار اول شرط بر اشتغال پسر بوده.بار دوم که بیمارستان
    قبول شد بره برای کار شرط بر نامزد موندن بوده تا اولین
    حقوق و بار سوم که رفتن شرط بر خونه و زمین و مهریه
    و شیر بها بود و جلسه چهارم خواستگاری شرط بر اینکه
    عروسی گرفته شه که همه شروط با چانه زنی و به نفع
    خانواده دختر تمام شد.
    مهریه بالا افتاد و شیر بها نقدا پرداخت شد با وجود نبودن
    بچه (چون رسم بود)خانه پدرم براشون تا یکسال تهیه کرد
    و به جای عروسی جشن عقد گرفتن و غیره.
    +
    من زرنگ نیستم توی دختر پیدا کردن و الان خواهرم وقتی
    میاد تو رایانه فقط کار خودشو انجام میده میره چون خودش
    میدونه هیچ خبری نیست.این جریانه هم که تو وبلاگ بود،
    نهایتا چند روزه جواب منفی شنیدم که یکی از دلایلش بالا
    بودن سن اون بنده خدا بود
    یکی دیگه اینکه روحیات من به ناله و غم گرایش داره و اون
    بنده خدا(یکی از هم وبلاگی های محذوف)دنبال نشاط اند.
    یکی از دلایل دیگه هم گفتن با 28 سال سن هیچی نداری.
    یکی دیگه دوری راه بود یعنی اون شرق کشور بود من مرکز
    وغیره.خلاصه هر چی بود تو چند روز از ماه رمضون گذشت.
    پاسخ:
    ممنونم داداش علی....  خدا خانواده شما هم حفظ کنه..... 
    داداش هر چی قسمت باشه همون میشه حتما قسمت شما با اون دختر خانم نبوده...  ولی باز عقب نرید چون هر چه سنتون میره بالا هم سخت گیر تر مسشید هم طرف مقابل شاید قبول نکنه.  بازم میگم حرفی که همیشه میزنم چون واقعا بهش ایمان دارم..   توکلتون بر خدا باشه 
    تقریبا هر رمز یا الگویی بذاره داداشم در کسری از ثانیه حدسش میزنم!
    (بعضی مواقع هم یکی دو دقیقه)

    برای سیستم که دیگه هزار تا راه هست!
    پاسخ:
    اره...  ولی نمی دونم این چه جور رمز انتخاب مبکنه که نگاه هم کنی نمیفهمی..  ایول به شما 
    .........
    پاسخ:
    -_-
    Hamina boodan RQ170 ro crack kardan xob 😄👍✌️
    پاسخ:
    .........
    اشکالی نداره . بعضی وقتا باید بذاریم آقایون احساس زرنگ بودن بهشون دست بده /
    پاسخ:
    اینم حرفیه 
    مهم نیست خودمم سر در نمیارم دارم چیکار میکنم
    پاسخ:
    اها ولی خدایی برام مثل یه معما شده
    من که رمزفقط روی گوشیم دارم فقط نمیتونی ازرمزاش به راحتی هاردبشی که واردتلگرامش بشی سه باراشتباه بزنی گوشی تا5دقیقه اجازه رمززدنونمیده:(
    حرص منودرمیاره ولی کسی نتونسته هکش کنه:(
    من روی بوت لب تابم رمزگزاشتم ویندوزشم 10است ونمیشه هکش کرد
    برای نصب وینئوزشم رمزمیخواد
    داداشت عشقه واقعاً
    پاسخ:
    اون که بله......خدایی چرا مگه چه اطلعاتی دارید توی گوشی یا سیتمتون شما ها؟......من خودم هیچ رمزی نمی زارم .......
  • آقای سر به هوا
  • تاحالا کسی گوشی منو چک نکرده
    پاسخ:
    ولی مطمعن باشید خیلی ها هستن دوست دارن چک کنن
  • مخلوق خلاق
  • اینو باید روی مادرم کار کنم😂😂😂😂😂😂😂
    اقا دمت گرم نجاتمون دادی😋😋👍✌
    پاسخ:
    قابل نداشت خخخخ

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">