قالب رضا
18)دلنوشته.... :: ♛αяαмεsн♛

♛αяαмεsн♛

من به هرچی بخوام میرسم

♛αяαмεsн♛

من به هرچی بخوام میرسم

♛αяαмεsн♛

آدمک آخر دنیاست بخند...
آدمک مرگ همین جاست بخند...
دستخطی که تورا عاشق کرد...
شوخی کاغذی ماست بخند...
آدمک خر نشوی گریه کنی...
کل دنیا سراب است بخند...
آن خدایی که بزرگش خواندی...
بخدا مث تو تنهاست بخند...(*_*)

18)دلنوشته....

شنبه, ۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۶ ق.ظ

نمی دونم یعنی میشه اسمش رو گذاشت حسادت؟ نه فکر نکنم چون هیچ وقت چنین حسی به سراغم نیومده شاید بشه گذاشت حسرت اره فکر کنم حس من توی اون لحظه بشه گفت حسرت و منشا اون حس فقط خودم بودم و غرورم توی اون موارد

دیشب با دیدن اون صحنه  قشنگ احساس کمبود کردم .کمبودی که خودم باعثسش بودم اطرافیان برام کم نزاشتن ولی غرورم نمی پزیرفت اون هارو حتی با دیدن اون صحنه و پی بردن به اشتباهاتاتم و ارزوی انجام و عملی شدن اون صحنه برای خودم رو دارم ولی میدونم بازم غرورم اجازه نمیده......  هیچ وقت کمبود خاصی نداشتم یا اگر داشتم همیشه بادید مثبت بهش نگاه میکردم ولی نمی دونم چی شد که دیشب اخساس کردم یه چیز کم. دارم نه بهتره بگم واسه خودم کم گزاشتم.....  کاش میشد برگشت به عقب و من یه جور دیگه میشدم..... نه اینکه بخوام عوض شم نه منپاز خودم و اخلاقیاتم راضی هستم ولی تنها ضعفم رو کاش میشد نداشتم...  که البته من خودم میگم ضعفه ولی بقیه میگن نه ضعف نیست خیی خوب هست که اینجوری هستی و این اخلاق رو داری ولی چه کنم با دلم که میگه ضعفه 

......

  • ۹۶/۰۴/۰۳
  • ♕αяαмεsн♕ ...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">